کد خبر 127135
۱۷ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰

سالروز شهادت قائم مقام سازمان تبلیغات اسلامی

سالروز شهادت قائم مقام سازمان تبلیغات اسلامی

به گزارش خبرگزاری حیات، حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عباس شیرازی در سال 1323 در یکی از روستاهای اطراف رفسنجان به نام «کشکوئیه» به دنیا آمد. خانواده او کشاورز و متدین بودند. چند سال اول تحصیل را در زادگاه خود گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به رفسنجان آمد و در سال 1336 برای کسب علوم و معارف اسلامی به قم عزیمت کرد. وی در سال 1343 دروس سطح را به پایان برد و سپس به تحصیل دروس خارج پرداخت. ایشان از همان آغاز در انزوای حجره طلبگی آرام نیافت و گستره دین را به عرصه سیاست پیوند زد. پس از قیام خونین پانزدهم خرداد سال 1342 پرشورتر وگرم‌تر از همیشه در صحنه مبارزات سیاسی شرکت جست. سال 1357 توسط ساواک دستگیر شد و به زندان افتاد. همزمان با اوج‌گیری مبارزات مردم ایران علیه حکومت پهلوی از زندان آزاد شد و فصل جدیدی در زندگی این روحانی خستگی‌ناپذیر پدید آمد.مسئولیت‌های متعدد وی، همانند عضویت دز هیأت تشخیص صلاحیت قضات، کمیسیون تصفیه ستاد مرکزی سپاه پاسداران، نمایندگی هیأت عالی گزینش در هیأت مرکزی سپاه، عضویت شورای سرپرستی دفتر تبلیغات اسلامی قم و شورای عالی تبلیغات اسلامی، مسؤولیت بازرسی دادسراها و دادگاههای انقلاب و محاکمه متخلفین، مسؤولیت قائم مقام سازمان بازرسی کل کشور، رئیس سازمان تبلیغات و قائم مقام سازمان، امام جمعه تنکابن و خمین، از او چهره‌ای فداکار و دلنشین ساخت. حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عباس شیرازی که در کنار دیگر مسئولیت‌های خود فرماندهی کل تبلیغات جبهه‌های جنگ را بر عهده داشت، سرانجام روز جمعه 1364/3/17 مصادف با هفدهم ماه مبارک رمضان 1364 جان شیرین خود را در خطه خون رنگ جنوب پیشکش آستان مقدس محبوب کرد و روح بزرگش در جوار رحمت حق آرام و قرار یافت.مرد عملراوی، برادر شهید علی شیرازی: صبح روز جمعه بود زنگ تلفن چند بار به صدا درآمد و هر بار فردی عباس را تهدید به مرگ کرد. همه نگران بودیم عباس حاضر شد، قبل از خطبه‌های نماز جمعه سخنرانی داشت خواهرم گفت:«داداش شما امروز نروید اینها شما را تهدید کرده‌اند. ممکن است خدای نکرده اتفاقی بیفتد. عباس بی‌آنکه ترس به دل راه دهد پاسخ داد:«نترسید، اینها همین را می‌خواهند ما نباید گول این حرفها را بخوریم اینها می‌خواهند ما را از کارهایی که می‌کنیم بازدارند شما هیچ ناراحت نباشید».عباس مرد عمل بود، شجاعت و درایت او دشمنان انقلاب را خار و زبون ساخت. چرا که از هیچ‌یک از تهدیدها نترسید و در راه پایداری انقلاب از پای ننشست. سخن شهیدتقوی از ریشه «وقی» است. وقی یعنی نگهداری و اتقاء یا تقوا یعنی خودنگهداری. یعنی انسانی که بتواند خودش را در مسیری که انتخاب کرده، نگهداری کند؛ حال هر مسیری که می‌خواهد باشد؛ هر هدفی که می‌خواهد باشد، انسان اگر خودش را در این مسیر نگه داشت، تقوای در آن مسیر را دارد..... تقوی همچون عبادت ، عمل روح است؛ حالت روح انسان است. بنابراین، ترجمه کردن تقوی به پرهیز، اگر مراد پرهیز و گریز اجتماعی باشد، غلط است.... تقوی همان قدرت اجتنابی است که نفس و روح انسان پیدا می‌کند. یعنی نفس انسان عاری از گناه است. نفس انسان ابا دارد ازآلودگی و نفس انسان نیرومند است.... اسلام نخواسته افراد را ضعیف‌النفس بار بیاورد. بگوید همیشه از محیط آلوده فرار کن.... انسان با تقوی، انسان نیرومند و توانمندی است که اگر هم در محیط فاسدی وارد شد، به رنگ فساد درنمی‌آید .... در روایتی از امیرمؤمنان (ع) می‌فرماید:«اتقوا عصمت لک فی حیاتک و زلفت لک بعد مماتک» تقوی عصمت شماست در زندگی شما. عصمت چیست؟ «عصمت ای ما یتصع به » یعنی چیزی که وسیله نگهداری باشد. این را می‌گویند عصمت، مثل ترمز در ماشین. تقوی در انسان حکم ترمز در ماشین را دارد.... امیرمؤمنان (ع) فرمود:«حتی فکر گناه را هم نکنید، برای اینکه فکر گناه یواش یواش تو را به گناه می‌کشاند نگو فکر گناه، گناه نیست خدا این لطف را به ما کرده که اگر فکر گناه کردی و عمل نکردی، توی پرونده‌ات گناه نمی‌نویسند، اما در عین حال این زمینه گناه کردن می‌شود....حدیثی است از امام صادق (ع)، نقل می‌کند که حضرت عیسی بن مریم خطاب به قومش می‌کند و می‌گوید:«حضرت موسی (ع) آمد به شما گفت:گناه نکنید، زنا نکنید، من آمده‌ام به شما بگویم که حتی حدیث نفس به گناه نکنید؛ یعنی پیش خودتان حدیث نفس نکنید. این کار را می‌کنم و این کار را نمی‌کنم، نه، همانا کسی که حدیث نفس می‌کند به گناه مثل کسی است که توی خانه زینت شده و آراسته و زیبایی آتش روشن کند. شعله‌های آتش بالا می‌کشد زبانه می‌زند، دود می‌کند، دود آتش، خانه زیبا و آراسته را تیره و سیاه و آلوده می‌کند. اگرچه این شعله آتش اتاق را نسوزاند اما تیره و تارش می‌کند».شهید در کلام رهبربسم الله الرحمن الرحیمفقدان تأسف انگیز عالم فاضل مجاهد حجة‌الاسلام «حاج شیخ عباس شیرازی» رحمه‌الله علیه بی‌شک ضایعه و مصیبتی است که به آسانی جبران نخواهد شد.این روحانی عزیز و با اخلاص سالها از عمر خود را در خدمتی صادقانه و ارجمند به انقلاب اسلامی گذرانید و منشأ خدماتی بزرگ و فراموش نشدنی گردید. و سرانجام در حین تلاش مقدسش برای ایفای یکی از مهمترین تکالیف انقلابی به لقاء‌الله پیوست و عرصه کارزار با دشمنان اسلام را به خون خود رنگین ساخت.رحمت و نور بر روان آن عزیز که زندگی و مرگش در حال انجام وظیفه بود.اینجانب این فقدان افتخارآمیز و غم‌انگیز را به پدر و خانواده‌ی گرامیش و نیز به همکاران محترمش در سازمان تبلیغات اسلامی تبریک و تسلیت می‌گویم و علو درجاتش را از خداوند متعال مسئلت می‌کنم.سید علی خامنه‌ای، رئیس جمهوری اسلامی ایرانکتاب "سردار خطیب"کتاب “سردار خطیب” نوشته محمدعلی قربانی، سیری در زندگی شهید حجت الاسلام شیخ عباس شیرازی است.این کتاب در ۳۱۶ صفحه به زندگی نامه شهید شیرازی و خاطرات دوستان و آشنایان از این شهید بزرگوار پرداخته است.در بخشی از این کتاب آمده است: آمدند گفتند تعطیل کنید این بساط منبر و سخنرانی را. گفتم کار من تبلیغ است و غیر از این کاری ندارم. بعد از کلی چانه زدن گفتند تبلیغ کنید اما بی سروصدا و دردسر. حرف از شاه و خمینی و این جور موضوعات موقوف! تا شب بیست و سوم ماه رمضان دندان روی جگر گذاشتم و اشاره ای به قیام پانزده خرداد و نهضت امام خمینی (ره) نکردم. اما آن شب طاقتم تمام شد. جوش اوردم و از ظلم و ستم خاندان پهلوی حرف زدم. در مجلس غوغایی به پا شد. فردای آن روز، مأموران ساواک دست مرا به یک مأمور بستند و سوار قطارم کردند. در قم که پیاده شدیم، مأمور ساواک دست بند را باز کرد و با لهجه خوزستانی گفت : شیخ! دیگر نبینم آن طرف ها پیدایت شود. «متن کتاب ص ۱۱۱،۱۱۲»انتهای پیام/ 

برچسب‌ها